حکمت کهن

علوم باطنی و ماوراء ، علوم غریبه ، فراروانشناسی ، موفقیت و توسعه فردی ، قانون جذب ، طب مکمل

حکمت کهن

علوم باطنی و ماوراء ، علوم غریبه ، فراروانشناسی ، موفقیت و توسعه فردی ، قانون جذب ، طب مکمل

حکمت کهن

آموزش نظری و عملی، عمومی و اختصاصی ، اشتراک گذاری دانسته ها و تجربیات درباره متافیزیک و علوم غریبه، علوم باطنی، فراروانشناسی، روانشناسی موفقیت و توسعه فردی ، آموزه های قانون جذب.

۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

متافیزیک دکارت

موضوع هستی نزد دکارت به صورت سیستماتیک بررسی نشده است. دکارت همه توجه خود را صرف فعالیت " من فکر می کنم" یا cogito کرده است که منبع ذهنی هستی می باشد.درواقع چنین به نظر میرسد که متافیزیک به "خودشناسی" جابه جا شده است. بنابراین در معنای واقعی کلمه متافیزیک نزد دکارت وجود ندارد.

دکارت در کتابش با عنوان "تعمق های فلسفه نخستین" خود را دارای فلسفه تخستین معرفی می کند. در زمان حیات دکارت این کتاب با عنوان "تعمق های متافیزیک" منتشرشده بود.

متافیزیک ابن سینا

متافیزیک آن طور که ابن سینا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضیح عقلانی همه هستی ست. ابن سینا "مشتق شدن همه چیز از هستی لازم"، ابدیت هستی و نیز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در این کتاب توضیح داده است.ابن سینا برای هر علمی موضوعی در نظر گرفته و علوم را به دوشاخه نظری و عملی تقسیم کرده است. از نظر او، علم نظری دانشی ست که موضوعش مستقل از ماست درحالی که علم عملی برای ما کاربرد دارد. او سه نوع علم عملی در نظر می گیرد: دانش کشورداری، اقتصاد و حکومت بر خود. او همچنین سه علم نظری را ممکن می داند: فیزیک، ریاضی و دانش ماوراء الطبیعه.

متافیزیک از دید آگوستین

آگوستین اندیشمندی ست که بعد از ارسطو می زیسته است. او در کتابش با نام "اعترافات" سعی در متافیزیکی کردن مسیحیت کرده است. مفهوم مهم در متافیزیک آگوستین، نگرانی روح انسان است.

آگوستین رفع این نگرانی را در برگشت انسان به اطمینان خاطر در هستی واحد ممکن می داند.

متافیزیک از دیدگاه ارسطو

ارسطو شاگرد افلاطون در کتاب خود "متافیزیک" به بررسی هستی همانطور که هست یرداخته است.

او در این کتاب از افلاطون انتقاد کرده که وی نه به مفهوم هستی یرداخته و نه به علت هستی. ارسطو در این کتاب، طبیعت را هر آن چه اصل حرکت و سکونش را داراست میداند. بررسی ثبات و نهایت از دیگر موضوعات مطرح شده در این کتاب است. ارسطو به این اشاره می کند که اندیشمندان Eleate حرکت در هستی را نفی میکردند، هراکلیت دیگر فیلسوف یونانی حرکت را در نظر گرفته بود و افلاطون ثبات در ایده را مطرح کرده بود. ارسطو انتقاد میکند که افلاطون حرکت را بعنوان علت تغییر در هستی قبول نداشت و از نظر ارسطو،‌ ثبات در دیدگاه پارمنیدس یک یرسیکتیو شوم برای فیزیک است.

متافیزیک از دیدگاه پارمنیدس وافلاطون

پارمنیدس

پارمنیدس نخستین کسی ست که درباره متافیزیک بحث کرده است. این فیلسوف در قرن ششم قبل از میلاد مسیح میزیسته است. پارمنیدس را "پدر متافیزیک" میدانند اگرچه وی واژه متافیزیک را به کار نبرد و این واژه برای نخستین بار توسط آندرونیکوس دو رودس یک قرن قبل از میلاد مسیح به کار برده شد. پارمنیدس در اثرش با نام "درباره طبیعت" به شرح شهودی که درباره هستی برایش ییش آمده بود یرداخت و توضیح داد که در یک ارابه با استقبال فرشتگان به درهای عدالت رسید. فرشتگان درها را برایش باز کردند و او با ارابه در جاده ای روانه شد و فرشته ای برایش از سه راه سخن گفت:

متافیزیک 2

رابطه فیزیک و متافیزیک

اغلب در زندگی روزمره خود ملاحظه می‌کنیم که در اثر وجود یک ناسازگاری بین ذهن ما و جهان خارج ، نظریات عجیب و غریبی اظهار می‌کنیم. این نظریه پردازی از سرشت مبهم و ناموزون ما ناشی می‌شود. البته باید توجه داشته باشیم که نظریه پردازی علمی چیزی کاملا متفاوت از این موردی است که اشاره شد. در نظریه پردازی علمی ، انسان به صورت مستقیم با جهان خارج درگیر می‌شود و ذهن در مواجهه مستقیم با آن آزاد است و لذا جهان در حکم فاعل و ذهن در حکم منفعل می‌باشد. اما در نظریه پردازی که ما اشاره کردیم، جای این دو عوض می‌شود.

 متافیزیک 

ریشه لغوی

« فیزیک » در اصل لغتی یونانی به معنی « طبیعت » است و « متا » نیز به معنی «فراتر » و «مابعد » است. لذا متافیزیک را در زبان فارسی به فراماده ، فوق‌العاده ، مابعد طبیعت و ... آورده‌اند.

تعبیر دیگر در ریشه واژه متافیزیک این است که متافیزیک از ریشه‌ی «متافیزیکاس» که یک کلمه‌ی یونانی می‌باشد، گرفته شده است. کلمـه‌ی متافیزیکـاس از دو بخش «متا» به‌‌معنای «تغییر» و «فیزیکاس» به‌معنـای طبیعت تشـکیل شده‌است. برخی نیز متافیزیک را از ریشه‌ی یونانی «متاتافوسیکا» دانسته‌اند که با حذف حرف اضافه «تا» و تبدیل «فوسیکا» به «فیزیک» به‌صورت متافیزیک درآمده است.